اخطار : در صورت درخواست مراجع قضائي , تمام مشخصات
كاربر متخلف(قوانين سايت)شامل آي پي در اختيار مراجع قضائي گذاشته مي شود
اين وب سايت در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ايراني ( زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ) ثبت شده است
امتياز لازم براي رفتن لينكهاي تازه به صفحه لينكهاي داغ : 5
كاربراني كه ميانگين امتياز ده لينك آخر ارسالي آنها بيشتر از 1 مي باشد مي توانند 3 لينك در روز ارسال كنند
تبليغات كد جاوا اسكريپت تبليغات كد جاوا اسكريپت
هر سال در فصل تابستان بین دهکده ما با ده بالا بر سر تقسیم آب رودخانه دعوا و زد و خورد میشد. متاسفانه جمعیت دهکده ما کمتر از ۲۰۰ نفر بود و همین عامل دلیل زور گویی و تعدی بیشتر دهکده بالا به مردم ما شده بود بطوری که گاه بچه های ده ما در هنگام عبور از ده آنها برای رفتن به مدرسه کتک میخوردند. در میان
ادامه مطلب»
پسركی بد جوری محتاج 100 دلار پول بود
چند هفته ای دعا كرد ولی اتفاقی نیافتاد
ادامه مطلب»
شغل من تعمیرکار لوازم برقی منزل هست من وسایل و لوازم برقی مشتری هایم را در محل کار یا منزلشان تعمیر میکنم. روزی یک خانم محترم خواهش کرد که کولر آپارتمانشان را سرویس و روغن کاری کنم. آنروز پنجشنبه بود و من طبق آدرسی که خانم داده بود به آپارتمانشان رفتم. خانم خودشان تشریف نداشتند بنابراین کلید را
ادامه مطلب»
كرم هاي عاشق چگونه تهديد ميكنند
ادامه مطلب»
قبل از انقلاب همه تلوزیون نداشتند بنابراین هر وقت شب ها سریال های معروف پخش میشد همه به خانه کسانی میرفتند که در خانه تلوزیون داشتند. در بین اقوام ما دایی ام یک تلوزیون بزرگ چوبی که بسیار زیبا بود قسطی خریده بود و ما به اتفاق خاله ها و دیگر اقوام در شب هایی که سریال تلخ و شیرین یا سریال صمد آقا یا
ادامه مطلب»
در یک پست ویژه برای کاربران عزیز مجموعه صداهای جالب از حیوانات مختلف که با موزیک دی جی ادغام شده است را آماده کرده ایم که می تواند برای علاقه مندان به صداهای مضحک و خنده دار برای گوشی موبایل بسیار جالب باشد.

بیش از 55 عدد تراک صدا وجود دارد که مطمئنا از آنها لذت خواهید برد.
ادامه مطلب»
با وجودی که مدتها بود که همه از ماشین و موتورسیکلت استفاده میکردند اما پدر من هنوز دست از سر الاغش بر نداشته بود و برای کارهای روزمره از الاغ استفاده میکرد. البته من هم سن و سال زیادی نداشتم و مجبور بودم حرف پدرم را گوش کنم. این الاغ ما یک عیبی که داشت همیشه عادت داشت از جاهای تنگ رد بشود و همی
ادامه مطلب»
نه دوره نکن یک دوره بکن
ادامه مطلب»
امین پسر دایی ام بسیار تنبل و بازیگوش بود او اصلا درس نمیخواند و مرتب زن دایی ام را اذیت میکرد یک روز همه اقوام خانه پدر بزرگ جمع بودیم امین باز داشت بچه ها را اذیت میکرد هر چه مادر بزرگ داد و فریاد زد امین گوش نمیکرد و خانه را بر روی سرش گذاشته بود. خاله شهین ناچار شد به دایی زنگ بزند که بیا که پ
ادامه مطلب»
یك روز صبح روزنامه نگاری داشت به سر كار می رفت كه به خاطر تصادفی كه شده بود توی ترافیك گیر افتاده بود.
ادامه مطلب»
مردم داماد دارند ما هم داماد داشتیم. مرتیکه انگار ناظم های قدیمی بود!! این داماد فضول و متکبر مدام پاپیچ من میشد که کجا میرم؟ با کی میرم؟ چرا درس نمیخونم چرا لباسم اینجور هست چرا موهای سرم این مدلی هست؟؟ و خلاصه برای هر چیزی بهانه میگرفت
ادامه مطلب»
مادر شوهرم از بازار برگشته بود او مقداری سبزی برای ناهار خریده بود. من رفتم تا به مادر شوهرم برای پاک کردن سبزی ها او را کمک کنم. مادر شوهرم برخلاف همیشه که پاهایش را هنگام سبزی پاک کردن از هم باز میکرد و سبزی ها را در میان پاهایش میگذاشت و آنها را پاک میکرد این بار
ادامه مطلب»
همه به اتفاق خاله ام در آشپزخانه نشسته و مشغول صحبت بودیم. پدرم در حمام بود و حمام ما دقیقا نزدیک به آشپزخانه بود. خاله ام با پدرم میانه خوبی نداشت آنها با هم سر سنگین و مثل کارد و پنیر بودند. خاله داشت با آب و تاب برای ما از جهاز دخترش سوسن حرف میزد و
ادامه مطلب»
با همه اقوام به خواستگاری دختر یک خانواده بزرگ و سرشناس رفته بودیم. از قبل به ما بچه ها کلی تذکر داده بودند که مواظب اخلاق و رفتارمان باشیم و در هنگام پذیرایی اگر میوه و شیرینی تعارف کردند بیشتر از یکی برنداریم و سعی کنیم میوه ها را پوست کنده بخوریم خلاصه شب جمعه همه به خانه عروس رفتیم.
ادامه مطلب»
در پشت محله ما یک زمین فوتبال خاکی قرار داشت که در کنار آن عده ای از کولی ها زندگی میکردند. یکی از این کولی ها همیشه الاغش را در کنار زمین فوتبال می بست... یک روز با عده ای از دوستان بعد از بازی در کنار زمین نشسته بودیم و مشغول گفتن جک بودیم.
ادامه مطلب»